صفحه اصلی / تکنولوژی / تایپ و ترجمه / چگونه یک مقاله علمی بنویسیم

چگونه یک مقاله علمی بنویسیم

چگونه یک مقاله علمی بنویسیم

 

هر دانش آموز، از هر رشته، در هر مؤسسه ای، در مقطعی یک مقاله می نویسد. کسانی که در زبان انگلیسی تحصیل می کنند احتمالاً بیش از صد مورد از آنها را در طول دوره کارشناسی خود به تنهایی خواهند نوشت.

آنچه در این راهنما برای نوشتن مقالات آکادمیک به آن خواهیم پرداخت:

  • انشا چیست؟
  • ساختار مقاله چگونه است؟
  • چگونه یک مقاله علمی بنویسیم
  • قبل از شروع نوشتن
  • از اینترنت برای تحقیقات خود استفاده کنید
  • خواندن تحقیق شما
  • با تحقیق خود چه کار کنید
  • ساختن استدلال شما
  • کامل کردن معرفی شما
  • بدنه اصلی مقاله شما
  • استفاده از زبان انگلیسی آکادمیک در مقاله
  • ارجاع صحیح در مقاله
  • خلاصه

انشا چیست؟

از قرن شانزدهم، ما کلمه مقاله را از زبان فرانسه وام گرفته ایم، جایی که به معنای “آزمایش، آزمایش یا وزن کردن” است که بینش بسیار مفیدی است. من هزاران مقاله در زندگی خود نوشته‌ام و ده‌ها هزار مقاله دیگر را به‌عنوان یک مربی ارزیابی کرده‌ام – و در حالی که تعداد انگشت شماری از آن‌ها بسیار شبیه به مقالات دیگر هستند، همه آنها با ایده آزمایشی ایده‌ها متحد شده‌اند . انشا ماموریت های اکتشاف است.

فلانری اوکانر، رمان‌نویس و مقاله‌نویس آمریکایی، زمانی اظهار داشت: «من می‌نویسم تا آنچه را می‌دانم کشف کنم».

تصور آنها به عنوان فرآیندی مانند این، بیش از یک محصول ، ساده ترین راه برای ابهام زدایی از مقالات است.

گفتنی است، از طریق سنت (بیش از تعریف)، این مقاله چیزی کاملاً خاص و قابل اندازه‌گیری را نشان می‌دهد. در یک مقاله دانشگاهی، محصول ما ارائه استدلال های گسترده، منطقی و به خوبی تحقیق شده در مورد موضوع مورد نظر ما است. با این حال، این روند، پانصد سال بعد، یکسان باقی می‌ماند: بررسی ایده‌ها در صفحه.

شما ممکن است یک قطعه قوی و ظاهرا معتبر را به عنوان پیش نویس نهایی خود ارائه دهید، اما با بررسی دانش و آزمون استدلال های خود به آن خواهید رسید.

ساختار مقاله چگونه است؟

همه مقالات متفاوت به نظر می رسند (بسته به هدف و موضوع شما)، اما بیشتر مقالات شامل پنج بخش کلیدی زیر هستند:

۱٫ مقدمه: مروری بر هدف و محتوای کلیدی مقاله.
۲٫ بررسی (کاملاً ارجاع شده) موضوع کلیدی مقاله: تاریخچه و بحث های آن.
۳٫ بحث در مورد توسعه موضوع و بحث های آن به یک قطعنامه.
۴٫ نتیجه گیری در صورت لزوم.
۵٫ فهرست مرجع.

چگونه یک مقاله علمی بنویسیم

اولین مرحله از هر تلاش دانشگاهی، درک است. بیشتر مقالاتی که برای شما تجویز می‌شود، با عنوانی ارائه می‌شوند که اغلب به شکل سؤال است. اولین و مهمترین وظیفه شما این است که بفهمید از شما چه می خواهد.

در اولین مانع زمین نخورید. مدتی را صرف تجزیه و تحلیل سؤال و استخراج ماهیت آن کنید. سوال را در سوال پیدا کنید،

یک رویکرد مفید برای عنوان شما همان چیزی است که من آن را روش STOP می نامم .

 
خلاصه مقالات معمولاً این چهار مورد را به طور مستقیم یا غیرمستقیم مشخص می کنند و اگر برای شناسایی آنها متوقف شوید، به شما کمک می کند تا تحقیقات خود را متمرکز کنید.

سیستم به شرح زیر است:
منابع.
دانش از کجا باید بیاید؟ آیا منبع اولیه داده شده است؟ آیا لیست مطالعه ارائه شده است؟

موضوع.
محوریت انشا چیست؟ عمومی است یا اختصاصی؟ آیا قبلاً شناخته شده است یا کاملاً جدید است؟

گرایش.
چه زاویه ای باید گرفت؟ آیا باید یک طرفه باشد؟ آیا فرد باید جدا بماند؟

هدف.
آیا این یک استدلال است؟ آیا باید متقاعد کند؟ ارزشی است یا صرفاً اعلامی؟

در اینجا نمونه ای از رویکرد STOP در عمل، برای نمونه مقاله آکادمیک در زبان شناسی آورده شده است:

سؤال:
با استفاده از دانش روان‌زبان‌شناسی، انگلیسی غیراستاندارد مشهود در متن را در نظر بگیرید: آنابل (۲ و نیم سال) با اسباب‌بازی‌هایش بازی می‌کند.

رویکرد STOP :
منابع: دانش روانشناسی زبان (ثانویه)، رونوشت ارائه شده (اولیه)
موضوع: انگلیسی غیر استاندارد در اکتساب زبان کودکان
جهت: تمرکز فقط بر گفته های غیر استاندارد
هدف: تجزیه و تحلیل، نظریه پردازی، توضیح دادن

و در اینجا شما آن را دارید: سؤال در سؤال. حالا شما جهت دارید.

اما، اگر یکی از ویژگی های STOP از سؤال حذف شد، موارد زیر را امتحان کنید:

سعی کنید ببینید آیا هر یک از آن ها ضمنی است اما مستقیما بیان نشده است یا خیر. به عنوان مثال، یک سوال احتمالاً دارای پیوندهایی به یک ماژول خاص است.

هر گونه مواد پیوست شده را مطالعه کنید. شما ممکن است یک لیست خواندن یا یک طرح علامت پیدا کنید.

از کسی بپرس بدون دانستن اینکه دقیقاً چه چیزی از شما خواسته می شود، شروع کار بسیار دشوار است، بنابراین در جستجوی توضیح از شخص یا سازمانی که سؤال را مطرح کرده است دریغ نکنید.

قبل از شروع نوشتن

اکنون متوجه شدید که سوال از شما چه می‌پرسد، ممکن است آماده نوشتن مقاله علمی خود باشید. اگر این مقاله به چیزی بیش از دانش موجود شما نیاز ندارد (معمولاً در امتحانات موردی است)، پس شما خوب هستید – یا حداقل برای برنامه ریزی!

با این حال، در اکثر موارد، از شما انتظار می رود که قبل از شروع فرآیند ترکیب، درباره موضوع خود به شدت تحقیق کنید. در واقع، اگر مملو از تحقیقات مشهود نباشد، اغلب مقالات در سطح دانشگاه حتی علامت گذاری نمی شوند.

وقتی برای اولین بار به یک مقاله کارشناسی نگاه می کنم، در واقع، اولین چیزی که می خوانم فهرست منابع در پایان است. ممکن است نادیده‌انگیز به نظر برسد، اما با انجام این کار می‌توانم کیفیت یک مقاله را با دقت ۹۹ درصد پیش‌بینی کنم.

اگر خوش شانس باشید، منابع اولیه (متون) و راهنمای منابع ثانویه (فهرست های خواندن) در اختیار شما قرار می گیرد. اگر کمتر خوش شانس هستید، باید در تحقیقات پیشینه خود گیر کنید.

 

آیا می توانم از اینترنت برای تحقیق در مورد مقاله علمی خود استفاده کنم؟

من از گفتن آن متنفرم، زیرا منبع شگفت‌انگیزی است، اما اگر از ویکی‌پدیا نقل قول کنید یا در کتاب‌شناسی خود به آن اشاره کنید، از ساختمان خنده‌تان می‌گیرد.

بیشتر به این دلیل که دانشگاهیان اسنوب هستند، اما به دلایل قانونی تر، منابع ثانویه در سلسله مراتبی از اعتبار وجود دارند. به عبارت دیگر، برخی از منابع ارزشمندتر و «جدی‌تر» تلقی می‌شوند.

سلسله مراتب به این صورت است:

معتبرترین:
مقالات مجلات منتشر شده با داوری.

به طور کلی قابل قبول:
کتاب ها و فصل هایی از کتاب ها (به ویژه آنهایی که چندین نویسنده و حداقل یک ویراستار دارند).

گاهی اوقات مجاز:
محتوای ویدئویی دانشگاهی، ارتباطات شخصی، روزنامه ها و یادداشت های سخنرانی.

معمولاً غیرقابل قبول است:
پست‌های وبلاگ، وب‌سایت‌های با دسترسی عمومی (مانند ویکی‌پدیا)، و مطالب منتشر نشده مانند گفتگو.

آیا الگو را متوجه شدید؟ دو چیز وجود دارد که یک منبع را معتبرتر می کند: وضعیت علمی نویسنده و تعداد دانشگاهیان درگیر در نوشتن.

مقالات مجلات منتشر شده توسط همتایان از منابع بسیار آکادمیک می آیند و قبل از انتشار توسط چندین دانشگاه به شدت و به طور مکرر مورد بررسی قرار می گیرند. پست‌های وبلاگ، در انتهای دیگر طیف، می‌توانند توسط هر کسی نوشته و منتشر شوند، و در بخش نظرات با بررسی دقیق‌تر از آتش سوزی مواجه نمی‌شوند!

با این حال (و این یک “با این حال” بزرگ است)، در حالی که این سلسله مراتب به طور غیرقابل انکاری در مورد مراجع شما اعمال می شود، چیزی نمی توان گفت که شما نمی توانید موارد پایین تر در سلسله مراتب را بخوانید. در واقع، مدخل های دایره المعارف آنلاین برای جهت دهی به شما و ارائه پس زمینه برای منطقه انتخابی شما بسیار مفید هستند.

از این صفحات است که می‌توانید «نام‌های بزرگ» را در منطقه شناسایی کنید – کاری که جستجوهای مجلات معتبر برای شما انجام نمی‌دهند.

به عنوان مثال، اگر شما دانشجوی ادبیات هستید و «نظریه ادبی» را در ویکی‌پدیا تایپ می‌کنید، صفحه‌ی حاصل شما را به سمت نام‌هایی مانند Leavis، Derrida، Foucault و Fish هدایت می‌کند – برخی از مهم‌ترین نام‌ها در منطقه. از سوی دیگر، اگر جستجوی خود را در Google Scholar شروع کرده باشید، به سمت Carroll، Ronen، Barry و Scholes – همگی مشارکت کنندگان نسبتاً جدید و کمتر تأثیرگذار در این زمینه، نشان داده می شوند.

پس ویکی پدیا را نزن. فقط آنچه را که هست تصدیق کنید و مستقیماً به آن استناد نکنید! این یک مرور کلی است که می تواند به عنوان سکوی پرشی برای خواندن دیگر باشد. (نکته برتر: از فهرست مرجع در پایین صفحه ویکی پدیا برای یافتن منابع معتبرتر استفاده کنید.)

 

چگونه تحقیقاتم را بخوانم؟

این یک نگرانی رایج است. بیشتر مقاله نویسان مبتدی وقتی با چیزی که ظاهراً غیرممکن است مواجه می شوند، حیرت زده می شوند: فهرست خواندن سی ماده ای و مهلت دو هفته ای برای سه هزار کلمه. بدیهی است که نوشتن سه هزار کلمه در دو هفته فراتر از قلمرو امکان به نظر نمی رسد – این کار دیوانه وار خواندن سی کتاب و مقاله در آن زمان است که مردم را سرگردان می کند.

خوشبختانه، یک قانون نانوشته در مورد خواندن لیست ها وجود دارد که من می خواهم یک قانون مکتوب ایجاد کنم:

لازم نیست همه آن را بخوانید.

این ممکن است توهین آمیز به نظر برسد، اما این حقیقتی است که توسط دانشگاهیان به رسمیت شناخته شده است.

مطالب اولیه را به طور کامل بخوانید، البته – دو بار، حتی. اما مواد ثانویه، به این فکر کنید که دقیق تر باشید.

آن طور که من آن را می بینم، سه نوع مختلف منبع ثانویه با رویکردهای متفاوت برای خواندن آنها وجود دارد:

“خوشبختانه، یک قانون نانوشته در مورد خواندن لیست ها وجود دارد که من می خواهم یک قانون مکتوب ایجاد کنم:

لازم نیست همه آن را بخوانید. 

  • متون مروری- کل مدخل را بخوانید (طبق تعریف آنها هرگز گسترده نیستند)، اسامی و ایده‌های تکراری یا برجسته را یادداشت کنید.
  • مقالات مجله- ابتدا چکیده را بخوانید تا ببینید آیا ارزش وقت گذاشتن را دارد یا خیر. سپس، نتیجه گیری را برای اصل آن بخوانید. سپس، اگر مانند طلا به نظر می رسد، سپس مقداری دیگر را از وسط بخوانید تا مطالب قابل نقل قول را بدست آورید.
  • کتاب‌ها- مانند مجلات، ابتدا مطالب را بخوانید تا عنوان فصلی را پیدا کنید که به نظر شما مرتبط است. صفحه اول آن فصل را بخوانید تا اطمینان حاصل کنید که مرتبط است. سپس پاراگراف آخر را برای یک خلاصه اجرایی بخوانید. در نهایت، اگر به نظر می رسد ارزش آن را دارد، پس از آن فصل را برای صدای بایت ها بررسی کنید.
به این ترتیب، می توانید ده برابر بیشتر از مواردی که جامع بودید، مطالب مرجع دریافت کنید. ممکن است نادیده‌انگیز به نظر برسد، اما وقتی ضرب الاجل تنگ است، کارایی همه چیز است.

من این را در دوره لیسانس خود در دانشگاه آکسفورد یاد گرفتم، زمانی که وظیفه نوشتن حدود هفت هزار کلمه در هفته در مقالات آکادمیک را داشتم.

خواب را فدای یک مطالعه دقیق تر نکنید.

با تحقیق خود چه کار کنید

پاسخ به این سوال، که به طور منطقی از سوال چگونه بخوانیم ناشی می شود، به سادگی ABC است:

برای هر متنی که می‌خوانید، می‌خواهید چکیده (خلاصه‌ای از اصل موضوع، از جمله بحث‌ها)، چندین بیت (نقل‌قول‌های مستقیم برداشته‌شده از متن، با شماره‌های صفحه) و یک نقل قول ( نقل‌قول ) را بردارید. مرجع کامل متنی که می خوانید).

اگر در حین رفتن، هر سه مورد را ثبت نکنید، خواندن شما بیهوده بوده است. مرتکب اشتباه مبتدی مبنی بر “انجام ارجاعات در پایان” نباشید. همیشه بیشتر از آنچه باید طول می کشد، احتمالاً شما را از ضرب الاجل عبور می دهد – و تقریباً مطمئناً یکی از بهترین مراجع خود را برای همیشه از دست خواهید داد. هر بار این اتفاق می افتد. (بعداً به ارجاع بازخواهم گشت.)

در این مرحله، شایان ذکر است: شما باید به یک سوال پاسخ دهید. به راحتی می توان روی مماس ها و سوراخ های خرگوش پایین کشیده شد – به خصوص وقتی موضوع پیچیده و جذاب است – اما شما باید کاری انجام دهید. هر رکوردی که از متن هایی که می خوانید ایجاد می کنید باید به پاسخ سوال شما کمک کند.

اگر یادداشت‌هایم را روی رایانه جمع‌آوری می‌کنم ، بیت‌هایی را که بیشترین ارتباط را با استدلال من دارند، تقویت می‌کنم. اگر با دست یادداشت برداری می کنم، از هایلایتر استفاده می کنم. من همچنین بین ایده هایی که به وضوح به هم مرتبط هستند خط می کشم.

مرحله نهایی برنامه ریزی: ایجاد استدلال

من می دانم که مراحل اولیه نوشتن یک مقاله علمی گسترده است. با این حال، تقریباً آماده نوشتن هستید. فقط یک مرحله نهایی برنامه ریزی لازم است: ایجاد یک استدلال.

از مطالب اولیه و ثانویه خود، اکنون باید در حال تشکیل بحث باشید. معمولاً این استدلال به طور طبیعی در نتیجه عملکردهای با کیفیت خوب که در بالا توضیح داده شد ظاهر می شود. هر چند گاهی اوقات لازم است جعبه مارهای خود را از هم جدا کنید و یک استدلال منسجم استخراج کنید.

یک رویکرد مفید برای مقالات گفتمانی همان چیزی است که من آن را رویکرد روایی می نامم. این رویکرد در نهایت مانند یک دفتر خاطرات از تمام کارهای اولیه شما به نظر می رسد. همانطور که در ابتدا گفتم، یک مقاله آزمایشی از ایده ها است، و اینجاست که شما آنها را آزمایش می کنید. رویکرد روایت، بدنه اصلی مقاله را به شرح زیر بیان می کند:

  • منشأ موضوع و هرگونه مناقشه ذاتی آن.
  • ایده های برجسته و افراد درگیر در مناقشه.
  • بحث ها و توسعه موضوع در طول زمان و تفاوت های ظریف مربوط به آن.
  • وضعیت فعلی موضوع در شرایط کنونی.
  • موضعی که شما در قبال موضوع اتخاذ می کنید.
رویکرد روایی نه تنها به شما این امکان را می دهد که یک نظم منطقی برای تمام محتوای خود (ساختار مقاله علمی خود) بیابید، بلکه تضمین می کند که همیشه دیدگاه انتقادی داشته باشید – یک مهارت تفکر درجه بالاتر که برای موفقیت در مقاله ها ضروری است. به تمام موسسات دانشگاهی بزرگ

اگر بتوانید ایده های خود را در این ساختار منطقی سازماندهی کنید، باید بتوانید به سوالی که برایتان مطرح شده پاسخ دهید.

اکنون، برای اطمینان از منطقی بودن استدلال شما، یک کار بسیار مفید این است که آن را با صدای بلند برای شخص دیگری توضیح دهید. این فرآیند همیشه روشنگر است و اجازه می‌دهد تا هر حفره‌ای در استدلال آشکار شود. تعامل باز با چالش های محتوا؛ و شما تمرین کنید تا ایده های خود را در معرض بررسی دقیق قرار دهید.

همه اینها در یک فضای امن اتفاق می افتد و اجازه می دهد تا قبل از اینکه مقاله توسط دیگران دیده شود، بازبینی هایی انجام شود.

همچنین چیزی فوق العاده قدرتمند در مورد بحث کلامی وجود دارد که به متبلور شدن ایده ها و چسباندن آنها کمک می کند.

 

کامل کردن معرفی شما

بالاخره وقت آن رسیده که نوشتن مقاله علمی خود را شروع کنید. اما، به اندازه کافی آزاردهنده، اولین چیزی که در یک صفحه ظاهر می شود، سخت ترین قسمت برای درست کردن است: مقدمه.

نظر نامطلوب: اگر مقاله شما کمتر از هزار کلمه باشد، پس نیازی به مقدمه ندارید. شما باید به سوال پاسخ دهید!

بیان اینکه می‌خواهید به سؤال بالا پاسخ دهید، با استفاده از کلمات سؤال بالا، در عین حال اطمینان حاصل کنید که می‌خواهید نکات زیادی را بیان کنید که به سؤال بالا اشاره می‌کند و سپس چیزی در مورد سؤال بالا نتیجه‌گیری می‌کنید، تمرینی بیهوده است. .

تنها چیزی که شما می گویید این است که می خواهید یک انشا بنویسید.

این معادل شروع یک تماس تلفنی با این جمله است: «من با شما تلفنی تماس می‌گیرم چون می‌خواهم با شما صحبت کنم و هر دو تلفن داریم.»

همین امر در مورد نتیجه گیری در مقالات کوتاه نیز صدق می کند.

از سوی دیگر، مقدمه و نتیجه گیری برای مقالات طولانی تر، اساساً مهم است. این پاراگراف‌ها به‌جای بیانیه‌های کلی هدف، باید به‌عنوان اشکال فشرده استدلال کلی شما عمل کنند.

این بخش‌ها با تنظیم بدنه اصلی، واضح بودن استدلال را تضمین می‌کنند. اگر آنها خوب به نظر نمی رسند، مشکل در قالب مقدمه نیست – مشکل در خود استدلال است. اگر در اینجا ضعیف به نظر می رسد، در بدنه اصلی خیلی بهتر به نظر نمی رسد. که آن را به یک آزمون تورنسل مفید تبدیل می کند.

با این حال، همیشه ارزش دارد که مقدمه را در آخر بازنویسی کنید، وقتی همه چیز در ذهن شما روشن شد.

بدنه اصلی مقاله علمی شما

گوشت و سیب زمینی مقاله آکادمیک شما در مرحله بعدی قرار دارد. شما در حال حاضر تمام محتوای خود را دارید و همه آنها را به عنوان یک استدلال مرتب کرده اید. بیشتر این قسمت بعدی را نوشتن می نامند، اما به همان اندازه دقیق است که آن را قالب بندی بنامیم. شما چیز جدیدی اضافه نمی کنید، فقط همه چیز را خوب می کنید. به همین دلیل است که ما مدت زیادی را صرف مراحل مقدماتی می کنیم!

حالا بیایید به ساختار پاراگراف بپردازیم.

یک پاراگراف خوب در یک مقاله دانشگاهی، البته باید حاوی یک نکته منسجم باشد که به خوبی شواهد و ارزیابی شده باشد.

علاوه بر این، خوب است که شامل موارد زیر نیز شود:

  • جمله موضوعی – جمله ای که نقطه را در ابتدای پاراگراف مشخص می کند.
  • زبان نشانه – قیدهایی مانند “به طور مشابه” و “برعکس” برای جهت دهی خواننده به هدف و جهت شما.
  • Deixis- ارجاع مکرر به ایده کلیدی جمله موضوعی، که اغلب ساده شده است: “این موضوع” جایگزین قبلی “موضوع فرهنگ ارتقا دائمی در محصولات اپل” می شود.
  • پیشرفت – پاراگراف باید از طریق یک استدلال حرکت کند و جمله پایانی آن باید راه را برای پاراگراف بعدی هموار کند.
اما در نوشتن آکادمیک چیزهای بیشتری از محتوا و ساختار وجود دارد. سبک بخش گمشده این معادله است.

انگلیسی برای اهداف آکادمیک (EAP) رشته‌ای است که تنها با هدف دستیابی به آن سبک وجود دارد.

برای بسیاری از دانش آموزان، مانند یادگیری یک زبان خارجی است. برای دیگران، مانند بیرون آوردن صندوقچه گنجی است که تمام عمر زیر پای آنها قرار دارد. به هر حال، مثل زبانی نیست که هر روز از آن استفاده می کنیم.

استفاده از زبان انگلیسی آکادمیک در مقاله

“انگلیسی آکادمیک چیزی است که شما در طول یک حرفه آکادمیک آن را اصلاح می کنید، زیرا قطعات آکادمیک بیشتری را می خوانید، بازخورد بیشتری دریافت می کنید و تمرین بیشتری می کنید.”

انگلیسی آکادمیک یک رشته وسیع و غیر قابل تقلیل است که در اینجا نمی توان به آن توجه کرد. با این حال، پنج حوزه زیر نقطه شروع مفیدی هستند زیرا همه چیزهایی هستند که می توانید بلافاصله انجام دهید:

۱٫ واژگان فنی. شما به عنوان یک متخصص در زمینه خود، برای سایر متخصصان در آن زمینه می نویسید. از اصطلاحات خاص آن رشته استفاده کنید. برای مثال، دانشجویان رشته تغذیه باید به «درشت مغذی‌ها» و نه «گروه‌های غذایی» مراجعه کنند.

۲٫ نامگذاری فرم ها. به هر دلیلی در نثر دانشگاهی از افعال زیادی استفاده نمی کنیم. بنابراین به جای «مناظره» به «مناظره» اشاره می کنیم. ما به جای «تحلیل» از «تحلیل» صحبت می کنیم. و به جای “چالش کشیدن” چیزها، “چالش” را مطرح می کنیم.

۳٫ رسمیت و جدایی. زبان رسمی انگلیسی با لحن حرفه‌ای مشخص می‌شود، به این معنی که زبان‌های محاوره‌ای مانند «نیست»، «چیز» و «مشکل» به ترتیب با «نیست»، «ویژگی‌ها» و «بی‌موثر» جایگزین می‌شوند. دستور زبان نیز پیچیده تر است، با جملات طولانی تر و بندهای تعبیه شده رایج است.

۴٫ پرچین و آزمایشی. شما هنوز یک آکادمیک مشهور جهانی نیستید. متاسف. تا آن روز، زبان شما باید شامل «پرچین»های منظم باشد – که نشان می دهد فکر نمی کنید نکات شما حقیقتی غیرقابل انکار و تغییر ناپذیر است. از عباراتی مانند “به نظر می رسد پیشنهاد می کند” و “ممکن است درک شود” به جای “است” اظهاری استفاده کنید.

۵٫ وضوح و دقت. نوشتار آکادمیک باید از زیر پا گذاشتن بیان استاندارد انگلیسی خودداری کند. تصحیح در همه موارد بسیار مهم خواهد بود. به همین ترتیب، تلاش برای به نظر رسیدن بیش از حد هوشمندانه، ناگزیر به نظر پیچیده و گیج کننده می رسد. «استفاده از زبان انگلیسی واضح» واضح‌تر از «اجتناب از عبارت‌شناسی بزرگ به منظور درک مطلب» است. درست؟

انگلیسی آکادمیک چیزی است که شما در طول یک حرفه آکادمیک آن را اصلاح می کنید، زیرا قطعات آکادمیک بیشتری را می خوانید، بازخورد بیشتری دریافت می کنید و تمرین بیشتری می کنید.

انتظار نداشته باشید که در اولین تلاش خود به سر خود ضربه بزنید. فقط تمام تلاش خود را بکنید تا از گفتمان آکادمیکی که در حوزه موضوعی خود می خوانید تقلید کنید. یک روز، برای شما طبیعت دوم خواهد بود!

نحوه ارجاع صحیح در مقاله

ارجاع دادن این کلمه حتی بعد از این همه سال هنوز در ذهنم مانده است. من کاملاً عرق سرد نمی‌ریزم، اما مطمئناً مقداری ضربه سرکوب شده در آن وجود دارد.

دلهره آور به نظر می رسد، اما می توان آن را ساده کرد. به بیان زیبا، ارجاع به ترکیب صداهای دیگر در کار شما اشاره دارد. همه نظریه پردازانی که با ایده هایشان درگیر بوده اید. هر صدای انتقادی که نقل کرده اید. هر کتابی که بازنویسی کرده اید: اینها مراجع شما را تشکیل می دهند.

اما در شکل فعلی خود مرجع نیستند. در شکل فعلی، آنها فقط ایده هایی هستند که شما آنها را دزدیده اید و به عنوان ایده های خود مطرح کرده اید. فرآیند ارجاع، یکی از مراحل تصدیق است.

در دنیای واقعی، جایی که اگر چیزی را بدزدید، به شما یک جنایتکار می گویند. در دنیای آکادمیک، می‌توانید ایده‌ها را بدزدید و تشویق می‌شوید تا این کار را انجام دهید – به شرطی که تصدیق کنید که از کجا آمده است.

مثل این است که ماشین سارا را بدزدی و بعد در دادگاه اعتراف به بی گناهی کنی چون به همه گفتی این ماشین مال سارا است. که در دادگاه دانشگاه تصویب می شود. اگر نتوانید مالکیت سارا را تصدیق کنید، به جرم سرقت ادبی مجرم شناخته می شوید.

سرقت ادبی (عدم شناخت منبع ایده ها در یک محیط دانشگاهی) یک اتهام جدی است، اتهامی که حداکثر مجازات آن شامل رد صلاحیت مادام العمر از همه هیئت های امتحانی و موسسات دانشگاهی است.

بنابراین، اجازه دهید از آن اجتناب کنیم.

برای اطمینان از اینکه دچار سرقت علمی تصادفی نمی شوید، از روش من برای تجهیز خود استفاده کنید:

با شکستن آنها، خود را به صورت زیر تجهیز می کنیم:

پینوشت.
EndNote نرم‌افزاری است که مراجع مقاله علمی شما را ردیابی می‌کند و شگفت‌انگیز است، اما وقتی به طور کلی‌تر می‌گویم endnote، به فهرست منابع در انتهای مقاله شما اشاره می‌کنم. نوشتن آنها به طور کامل، مطابق با قراردادهای آکادمیک موسسه و دانشکده شما، بسیار مهم است و باید در طول فرآیند یادداشت برداری انجام شود.

یک مرجع در فهرست منابع نهایی، فرمت شده با استاندارد APA رایج، ممکن است به این صورت باشد: Voss, JF, & Wiley, J. (1997). توسعه درک در هنگام نوشتن مقاله در تاریخ. مجله بین المللی تحقیقات آموزشی، ۲۷(۳)، ۲۵۵-۲۶۵٫

به عنوان استاندارد برای اکثر فرمت های ارجاع، نام نویسندگان، تاریخ انتشار، عنوان مقاله، نام مجله ای که از آن تهیه شده، شماره و شماره آن مجله، و محدوده صفحه را شامل می شود. سایر سبک های ارجاع کمی متفاوت هستند، بنابراین قبل از شروع بررسی کنید که از کدام یک استفاده می کنید.

نقل قول.
اگر می‌خواهید از زبان خاصی از یک منبع استفاده کنید، باید آن را در «نقطه‌های نقل قول» قرار دهید و یک نقل قول درون متنی ارائه دهید (به زیر مراجعه کنید: درون متن)، از جمله شماره صفحه یا پاراگراف. این نقل قول ها باید در پاراگراف های شما تعبیه شود.

به عنوان مثال، منتقدان جیمز ووس و جنیفر وایلی ادعا می کنند که ارجاع دادن “جنبه اساسی موفقیت مقاله” است (ووس و وایلی، ۱۹۹۷، ص ۲۶۴).

استثنا: اگر نقل قول شما بیش از چهار خط باشد، پاراگراف جدا شده خود را دریافت می کند و معمولاً به علامت نقل قول نیاز ندارد.

زبان بدون تغییر
زبان بدون تغییر بسیار مهم است. اگر مستقیماً از منبع نقل قول می‌کنید، مطمئناً باید بدون تغییر باقی بماند، یا دیگر نقل قول نیست (به استثنای هر چیزی در داخل [پرانتز] داخل نقل قول).

در تله تغییر چند کلمه از منبع اصلی قرار نگیرید تا به “کار خودتان” تبدیل شود – این امر توسط نرم افزارهای پیشرفته تشخیص سرقت ادبی (مانند Turnitin) شناسایی می شود و به عنوان تلاش های عمدی برای سرقت ادبی اثر تلقی می شود. از دیگران. اگر مستقیماً نقل قول نمی‌کنید، به جای اصلاح جزئی، باید آن را نقل قول کنید (پایین را ببینید).

در متن.
استناد درون متنی شما به این معناست که چگونه به خواننده خود نشان می دهید که مطلب خاصی که در این زمان می نویسید از منبعی بیگانه است. ارجاع دهی هاروارد به یک مرجع درون متنی در پرانتز بعد از بخش نقل قول یا نقل قول، مانند “(Voss & Wiley, 1997)” و یک شماره صفحه مربوطه نیاز دارد. در حالی که سبک ارجاع شیکاگو برای یک پاورقی فراخوانی می‌کند: یک عدد فوق‌نویس در بالای بخش نقل‌قول یا نقل قول شما که با مرجعی در انتهای صفحه شما مطابقت دارد.

همانطور که در بالا ذکر شد، همیشه دستورالعمل های ارجاع قطعه مورد نظر خود را بررسی کنید. همه موسسات و دانشکده های دانشگاهی دستورالعمل های اختصاصی برای ارجاع دارند که تقریباً همیشه به صورت آنلاین ارائه می شوند. به همان اندازه که ممکن است دیوانه کننده باشد، برخی از ممتحنین وسواس زیادی به “ارجاع صحیح” دارند و برای رویه های ارجاع نامناسب از امتیازات کسر می کنند – بنابراین تا حد امکان قوانین را به دقت رعایت کنید.

ممکن است این یک موضوع سرقت ادبی نباشد، اما همچنان دردناک است!

تفسیر.
اگر می‌خواهید به کل استدلال یک متن یا بخشی طولانی برای نقل قول اشاره کنید، یا فقط فکر می‌کنید که می‌توانید استدلال را منسجم‌تر و مختصرتر از اصل بیان کنید، بازنویسی مفید است. هنگامی که ایده را به زبان خود بیان کردید، مطمئن شوید که آن را با کنایه از نویسنده (در ابتدا) و یک مرجع درون متنی (در پایان، گاهی اوقات شامل شماره صفحه) برای آنچه به آن اشاره کرده اید، رزرو کنید. .

به عنوان مثال: منتقدان جیمز ووس و جنیفر وایلی بر رویه های ارجاع صحیح اصرار دارند (ووس و ویلی، ۱۹۹۷، ص ۲۶۴).

اگر می توانید تمام موارد فوق را انجام دهید، پس از خود در برابر سرقت علمی محافظت کرده اید.

با این حال، هیچ کس دوست ندارد گرفتار شود، ارزش آن را دارد که کل مقاله خود را از طریق یک بررسی کننده سرقت ادبی آنلاین – برای آرامش خاطر خود، اجرا کنید.

وقتی صحبت از سرقت ادبی به میان می آید، فلسفه من همان فلسفه معلم ریاضی قدیمی ام است: “کار خود را نشان بده”. هرچقدر هم که باهوش باشید، به عنوان یک دانشگاهی جوان که سرشار از ایده است، نباید از ارجاع دادن اکراه داشته باشید. ۹ بار از هر ۱۰ مقاله، چقدر عاقلانه و به خوبی ارجاع داده شده است، میزان خوب بودن آن را پیش بینی می کند.

اوه، و به عنوان آخرین نکته در مورد سرقت ادبی، لطفاً توجه داشته باشید که امکان سرقت ادبی وجود دارد.

 

آیا این همه چیز است؟

بنابراین، ما نحوه توقف و تجهیز خود را به ترتیب برای برنامه ریزی و ارجاع پوشش داده ایم. ما ABCs یادداشت برداری و رویکرد روایی به ساختار مقاله آکادمیک را آموخته ایم . و خیلی بیشتر. آیا این همه چیزهایی است که درباره نوشتن یک مقاله علمی عالی باید بدانید؟

نه کاملاً، اما مکان خوبی برای شروع است.

مقاله نویسی آکادمیک یک هنر، ناب و ساده است. درست مانند هر هنر دیگری، از طریق کوشش و تمرین تا زمانی که عالی شود، اصلاح می شود.

اما، حتی یک مقاله نویس عالی می تواند ناظر را تحت تأثیر قرار دهد، و این به این دلیل است که چیزی به نام مقاله کامل وجود ندارد . بازنویسی تقریباً همیشه ضروری است، زیرا ما هم تابع هوس و سلیقه مدیران خود هستیم و هم معیارهای موفقیت خاص مؤسسات و دانشکده هایمان.

برای این منظور، آخرین توصیه من به شما، مقاله نویسان، این است که این بازی را انجام دهید.

در مدرسه، شما معلمان دارید. در دانشگاه، معلم خصوصی است. در مقطع کارشناسی ارشد، سرپرستان. حتی زمانی که شما یک استاد هستید و تحقیقات خود را منتشر می کنید، بازبینانی دارید. در هر مرحله با سلیقه و خواسته افراد و معیارهای مختلف بازی می کنید، پس بازی آنها را انجام دهید. جعبه های آنها را علامت بزنید. نحوه مدوله کردن را دریابید.

به بازخورد گوش دهید. سبک خود را اصلاح کنید توصیه را بپذیرید، حتی اگر اشتباه به نظر برسد. ناامید نشوید، زیرا همه این بازی ها باعث رشد می شوند. هر چه بیشتر این کار را انجام دهید و برای افراد مختلف و معیارهای متفاوت جذاب باشد، مقاله نویس بهتری خواهید شد.

زیرا، در نهایت، یک مقاله نویس خوب، یک مقاله نویس همه کاره است.

 

تایپ فوری

تایپ فرمول

تایپ کتاب 

تایپ پایان نامه

برای سفارش تایپ و ترجمه به سایت موسسه هیدیکا مراجعه فرمایید

درباره takin

این مطالب را نیز ببینید!

یک راهنمای ساده برای نوشتن یک مقاله درجه یک

یک راهنمای ساده برای نوشتن یک مقاله درجه یک یک مقاله درجه یک مقاله ای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.